زندگی آتشگهی دیرنده پابرجا است

متن مرتبط با «میفهممت با حس هفتمم» در سایت زندگی آتشگهی دیرنده پابرجا است نوشته شده است

حس هفتم...

  • نیلوبلاگ

    حس دیگری باید باشد ورای این حواس پنج یا شش گانه ی شناخته شده.حس دیگری که ترکیب دلپذیری دارد از رنگهای ملایم... نور آفتاب که اریب باریده روی قالی... لمس دستها و پاهای یک نوزاد... نوشیدن یک فنجان چای دریک غروب بارانی دربالکن خانه بایک دنیا خستگی... دیدن یک آشنای دور از ازدحام... xa0آن دقیقه های صبح که آفتاب چشمت را می زندو دوست داری تاابد کش بیاید... این همان حس هفتم است.همان حسی که اگرنبود چیزی ازتماشای قطره های باران روی شیشه بخارگرفته ماشین، دستگیر آدم نمیشد و محال ممکن بود دل کسی برای صدای چر...

    ادامه مطلب
  • دو سر باخت

  • نیلوبلاگ

    مضحکه ی فلج کننده ی این زندگی اینه که تو دیگران رو درک نمی کنی، گذشته و اندوه و ترس ها و دلهره شان رو نمی فهمی، به همین خاطر بی پروا باهاشون روبرو می شی ، اونطور که میخوای.xa0 وقتی هم که اون چیزا رو درک می کنی با نهایت توانت سعی می کنی رعایتشون کنی و حواست بهشون باشه،که در این صورت خودت و آزادیت به باد می رین! برای همین می گم که زندگی شرم آورترین کار دنیاس. انتخابی ست میان له کردن دیگران و فروختن خود. دوسر باخته... xa0 xa0...

    ادامه مطلب