جوک یا لطیفه یا حتی جملات پرمعنا و پندآمیز فراوان در این فضاها دیده میشه که تو اغلبشون اگه بحث ملیت و خلق و خوهای جوامع به میون میاد میدان تاخت و تاز و هجمه فرهنگی رفتارهای نوع ایرانی عمدی و غیر عمد باز میشه.مثلا توی یه جوک سخیف سه تا مرد یکی ایرانی یکی آمریکایی و دیگری انگلیسی نشون داده میشه که چطوری با همسراشون سر سالگرد ازدواج یا تولد یا خرید و مقوله پول برخورد می کنن،معمولا می بینیم و می خونیم آمریکایی و انگلیسی و اصولا غربی ها با الفاظ رمانتیک ! و زیبا و دلنشین این مناسبت ها رو به یاد میارن و باران جملات قشنگ و عاشقانه رو نثار همسراشون می کنن با هدایایی نفیس البته!! اما نوبت نحوه برخورد مرد ایرانی که میرسه دم دستی ترین و رکیک ترین و زشت ترین القاب و کلمات هست که از طرف مرد ایرانی به همسرش گفته میشه و حتی برعکس. جالب اینجاست که اغلب ما هم با خوندن این مطالب از ته دل می خندیم و تاییدشون می کنیم. من کاری ندارم که اصولا این کلمات و رفتارها آیا واقعا جنبه عینی و واقعی داره یا نه، اما می خوام اینو بگم که کشورمون بیش از هر چیزی به مفاخر فرهنگی و ادبیش هست که شناخته میشه با میراث گرانبهایی از کتب و دانش ادبی، اما متاسفانه در فضاهای مجازی ما تنها چیزی که برجسته نمیشه این افتخارات تاریخی ماست.ادبیات لمپنی، تحقیرفرهنگ فارسی،افترا و به لجن مالیدن تلاش چندهزارسال برای ارتقای فرهنگی براحتی در این فضاها جلوه گر شده و نمود پیدا کرده.اونقدر این هجمه ها وسیع و تاثیرگذارن که خیلی هامون با خوندن این مطالب شرم میکنیم بگیم ایرانی هستیم .
جالب اینجاست که همین افراد بعد میان تو همین فضاهای مجازی پرخواننده دم از کوروش و داریوش و تمدن چند هزار ساله میزنن!! و فراوان جمله و متن گفته شده و گفته نشده این بزرگواران را در دهانشان میگذارند و به به و چه چه که ما تاریخ افتخارآمیز چند هزار ساله داریم و بهش مباهات می کنیم!..... حکایت ما شده حکایت دم خروس و قسم حضرت عباس!!!
بیچاره مردم موندن که شرمنده اون بی فرهنگی های ذکر شده باشن یا مفتخر این تاریخ کهن و دیرین، تحقیر فرهنگ و ادب ایرانی یا شکوه و فر جمشیدی؟!
البته من به شخصه قبول دارم که اگر تاریخی هست باید نمونه های پر شکوهش در شرایط حاضر جلوه گر باشه یا خودشو نشون بده، اگر ما بیش از 2500 سال تمدن باستانی رو یدک می کشیم اگر ما دمکراسی و حکومت مردم بر مردم رو از قرنها پیش می شناختیم و تدوینگرش بودیم، از این شاخصه ها و جلال و جبروت چه در ما مانده که قابل اشاره باشه؟ بله این قبول که خون پاک آریایی و فطرت وطن پرستی در رگ های هر ایرانی قرن هاست که جریان داره اما مهم اینه که این خصلت و غرور پایمال نشه و یه جوری خودشو نشون بده، که متاسفانه با آنچه به عرض رسید نه تنها شاهد این جبروت نیستیم بلکه با این جملات و کلمات تاکید داریم که جزو عقب مانده ترین جوامع فرهنگی دنیاییم!
به هر کسی اجازه میدیم براحتی به چالش کشیده بشیم و تابو شکنی روی باورهامون صورت بگیره،هنوز تمرین میانه روی و واقع نگری و خط منطق رو یاد نگرفتیم. به باورم نه باید به ریشه های فرهنگی چند هزار ساله چوب حراج بزنیم و نه روایات سوررئالیستی و اسطوره سازی های بی پایه و اساس را از گذشته تاریخی مون برجسته کنیم. تعادل و وقار همیشه در پروسه های فرهنگی اجتماعی جواب داده.
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجا است...ما را در سایت زندگی آتشگهی دیرنده پابرجا است دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 27