میلاد_دخانچی
دانشجوی دکترای رشته مطالعات فرهنگی
این سناتور جوان، فاطمه_حسینی دختر صفدر و نمایندهی تهران، یک فرد نیست، او یک جریان و یک پدیده است. او نمایندهی یک طبقهی اشرافی مذهبی، یک نوع بورژوازی تسبیح به دست است که با ویکتورینهای قرن نوزدهم انگلستان قابل مقایسه است. طبقهای که تجسم آن حرف مارکس است که ایدئولوژی روبنا است تا به مثابه یک روکش، بده بستانهای اقتصادی و به تاراج رفتن طبقهی پایین را پنهان کند.
این همان طبقه ایست که زیارت_عاشورا میخواند و نذری میدهد و به ظواهر شرعی به شدت پایبند است اما تنها کافی است وارد خانهاش شوید، آنجاست که مبلهای گرانقیمت و لباسهای بِرند و مدرسههای خصوصی و سفرهای خارجی و میهمانیهای آنچنانی زنانه و کیف و کفش و ساعتهای مارکدار خودنمایی میکند.
این همان طبقه است که در مراسم خواستگاری حدیث و آیه و روایت میخواند اما تا مطمئن نشود که میتواند خون بورژوایی و موازنهی ثروت و قدرت را حفظ کند دست به وصلت نمیزند و اگر هم بزند مسلمان حرف میزند، اما بورژوا عمل میکند.
این همان طبقه است که علیرغم آنکه از قدرت ارتزاق میکند، از قضا هر از چند گاهی ژست اپوزوسیون میگیرد و در مجموع ترجیح میدهد با بورژوای سکولار دسته بندی شود تا با طبقه مذهبی پایین. این همان پاژیرو سوارِ چادری است و این چادر همان است که از آن زور و زر و تزویر میچکد. و اما سیاستمداری او، این نیز تصادفی نیست، این هم یک جریان است. او نماینده سیاستی رانتی است. سیاستی که سیاستمدارانش کم و بیش همه شبیه به هماند و نمایندههایش معلوم نیست از کجا آمدهاند، کجا درس خواندهاند پیش از این چه کردهاند و بعدا قرار است چه کنند.
این همان سیاستی است که به جای برنامه به لیست رای میدهد، به ژست های ایدئولوژیک رای میدهد، به پاچه خواری برای بزرگان رای میدهد. همان سیاستی که اپوزوسیون آن از پوزیسیون آن بدتر است. این همان سیاستی است که پروژه ندارد، برنامه ندارد و و غایتش حفظ وضع موجود است. این همان سیاستی است که همه اش لابی است و آقازاده و براساس اعتماد و رفاقت، تیم بندی میکند نه کارآمدی و تعهد. این همان سیاستی است که در آن "استیت" همه چیز را مصادره کرده است و در آن اگر انقلاب یک هیات پرشور و شعور بود الان تنها "سفره" ای از آن باقی مانده است.
میشل_فوکو در یک فرمولی گفت: "هرجا قدرت هست، مقاومت هم هست." اما این گزاره فوکو در اینجا مصداق ندارد. مقابل این طبقه، نه بورژوای سکولار میایستد و نه طبقه غیر مرفه مذهبی. اولی با او مبارزه نمیکند چرا که هردو از یک تبارند و دومی در جنگ طبقاتی با بالا با دیدن چادر و روضه، متحیر گونه دست از مقابله میکشد.
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجا است...ما را در سایت زندگی آتشگهی دیرنده پابرجا است دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 22